بهلول و داروغه

خرید بک لینک

امکانات وب

Ùx86ظرسÙx86جÙx8a
Ø¢Ùx85ار
<
-->-->-->

Ø¢Ùx85ار

Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :
تعداد Ú©Ùx84 Ùx85طاÙx84ب : 34
تعداد Ú©Ùx84 Ùx86ظرات :
-->-->-->
داروغه بغداد در بين جمعي ادعا مي كرد تا به حال كسي نتوانسته است مرا گول بزند .بهلول در ميان آن جمع بود ، به داروغه گفت :گول زدن تو كار آساني است ، ولي به زحمتش نمي ارزد .داروغه گفت :چون از عهده بر نمي آئي ، اين حرف را ميزني .بهلول گفت :افسوس كه الساعه كار خيلي واجبي دارم ، والا همين الساعه تو را گول مي زدم .داروغه گفت :حاضري بروي و فوري كارت را انجام دهي و برگردي ؟بهلول گفت :بلي .همين جا منتظر من باش ، فوري مي آيم .بهلول رفت و ديگر بازنگشت .داروغه پس از دو ساعت معطلي ، شروع كرد به فرياد كردن و گفت :اولين دفعه است كه اين ديوانه مرا اين قسم گول زد و و چندين ساعت بيجهت من را معطل كرد و از كار انداخت . گوهر يك دانه ...

ما را در سایت گوهر يك دانه دنبال می‌کنید

برچسب: بهلول,خليفه,هارون الرشيد, نویسنده: محمدي پور بازدید: 619 تاريخ: دوشنبه 31 تير 1392 ساعت: 3:19

صفحه بندی