بهلول در نزد خليفه

خرید بک لینک

امکانات وب

Ùx86ظرسÙx86جÙx8a
Ø¢Ùx85ار
<
-->-->-->

Ø¢Ùx85ار

Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :
تعداد Ú©Ùx84 Ùx85طاÙx84ب : 34
تعداد Ú©Ùx84 Ùx86ظرات :
-->-->-->
به نا م خدا
روزي بهلول، پيش خليفه " هارون الرشيد " نشسته بود . جمع زيادي از بزرگان خدمتخليفه بودند . طبق معمول ، خليفه هوس كردسر به سر بهلول بگذارد. در اين هنگام صدايشيعه اسبي از اصطبل خليفه بلند شد.
خليفه به مسخره به بهلول گفت:
برو ببين اين حيوان چه مي گويد ، گويا با تو كاردارد.بهلول رفت و بر گشت و گفت:اين حيوان مي گويد:مرد حسابي حيف از تو نيست با اين" خر ها "
نشسته اي. زودتر از اين مجلس بيرون برو.ممكن است كه :" خريت " آنها در تو اثر كند.
گوهر يك دانه ...

ما را در سایت گوهر يك دانه دنبال می‌کنید

برچسب: بهلول,خليفه,هارون الرشيد, نویسنده: محمدي پور بازدید: 580 تاريخ: دوشنبه 31 تير 1392 ساعت: 3:18

صفحه بندی